الگوی نیازهای بنیادین انسان در قرآن

The model of human basic needs as mirrored in the Quran

  • جزئیات
  • خلاصه پژوهش
  • تعریف مسئله
  • اهمیت و ضرورت
  • اهداف
  • توضیحات تکمیلی
  • حمایت‌های موردنیاز
  • فایل‌های پیوست
  • پیام‌ها
  • حامیان پیشنهادیه
:   بنیادی
:  
دکترای حرفه‌ای (Ph.D)
روان‌شناسی
روان‌شناسی عمومی - روان‌شناسی اسلامی
:   15 ماه
:   1398/01/20

قرآن‌کریم انسان را موجودی نیازمند و تنها خداوند را بي‌نياز توصیف می‌کند[1]. انسان در طول زندگی همواره نیازمند است و این نیازها در کودکی از تنوع و شدت بیشتری برخوردار هستند[2]. ازاین‌رو از حقوق کودک در دین اسلام، دریافت حمایت مادی و معنوی بیشتر، بویژه ازطرف والدین است[3]. این نیازهای متنوع مادی یا معنوی، انسان را در طول زندگی به کنش وامی‌دارند[4] و مبنای اعمال و افکار انسان می‌شوند (مکارم‌شیرازی، 1371، ج26، ص300) احساس بی‌نیازی از نگاه قرآن منشأ نافرمانی است[5].

در منابع دینی، قرآن، کتابی منسجم، بدون تحریف و تردید و جامع در نیازمندی‌های فردی و اجتماعی انسان است[6] (جوادی‌آملی، 1385، ص97؛ آریان، 1378) علاوه‌براین قرآن خود را کتاب‌ درمان بیماری‌های روحی معرفی می‌کند[7]، درنتیجه انتظار می‌رود درباره‌ی نیازهای بنیادین انسان، الگوی روابط و کارکرد آنها مطالبی ارائه کرده باشد. پژوهش‌های داخلی به یک یا چند جنبه از نیازهای انسان در قرآن، اشاره کرده‌اند مانند؛ نیاز به محبت و قدرت (مصباح‌یزدی، 1392، ص180؛ کجباف، 1394) احترام (طباطبائی، 1372، ج13، ص165؛ اژه‌ای، 1381)، امنیت جانی یا مالی (جوادی‌آملی، 1385، ج18، ص518؛ سلطانی، 1391) نیاز معنوی (کاویانی و کریمی، 1390؛ شجاعی و همکاران، 1388؛ حاتمی و شمالی، 1388و غیره) بااین‌حال نگاهی جامع و روانشناختی به این نیازها، الگوی تعاملی آنها و فرایند تأمین آنها از نگاه آیات و روایات پوشیده مانده است.



[1] - «يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ» (فاطر:15).

[2] - «اللَّهُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ هُوَ الْعَليمُ الْقَديرُ (روم:54) يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعيفاً» (نساء:28).

[3] - «وَ الْوَالدَاتُ يُرْضعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَينْ كاَملَينْ‏ لمَنْ أَرَادَ أَن يُتمَّ الرَّضَاعَةَ وَ عَلىَ المَوْلُود لَهُ رزْقُهُنَّ وَ كسْوَتهُنَّ بالمَعْرُوف لَا تُكلَّفُ نَفْسٌ إلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالدَةُ بوَلَدهَا وَ لَا مَوْلُودٌ لَّهُ بوَلَده وَ عَلىَ الْوَارث مثْلُ ذَالكَ» (بقره:233) «وَ أَمَّا حَقُّ الصَّغِيرِ فَرَحْمَتُهُ وَ تَثْقِيفُهُ وَ تَعْلِيمُهُ وَ الْعَفْوُ عَنْهُ وَ السَّتْرُ عَلَيْهِ وَ الرِّفْقُ بِهِ وَ الْمَعُونَةُ لَهُ وَ السَّتْرُ عَلَى جَرَائِرِ حَدَاثَتِهِ فَإِنَّهُ سَبَبٌ لِلتَّوْبَةِ وَ الْمُدَارَاةُ لَهُ وَ تَرْكُ مُمَاحَكَتِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى لِرُشْدِهِ و ...» (ابن‌شعبه حرانی، 1404ق، ص270).

[4] - يَأَيُّهَا الْانسَنُ إِنَّكَ كاَدِحٌ إِلىَ‏ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ(انشقاق:6) (ر.ک: تفسیر نمونه، مکارم‌شیرازی، 1371، ج26، ص300).

[5] - «كَلاّ إِنَّ اْلإِنْسانَ لَیَطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی» (علق:6 -7).

[6] - «وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ» (نحل:89) همچنین «مَا فَرَّطْنَا فىِ الْكِتَابِ مِن شَى‏ءٍ» (انعام:38)، «وَ كلُّ شىْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا» (اسراء:12).

[7] - «یَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَ شِفَاءٌ لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ للمومنین» (یونس:57) همچنین «و نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ و رَحمَهٌ للمُؤمِنینَ» (اسراء:82)،  «يَا اَيُّهَا الَّذِينَ اَمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ اِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ» (فصلت:44)

قرآن‌کریم انسان را موجودی نیازمند و تنها خداوند را بي‌نياز توصیف می‌کند[1]. انسان در طول زندگی همواره نیازمند است و این نیازها در کودکی از تنوع و شدت بیشتری برخوردار هستند[2]. ازاین‌رو از حقوق کودک در دین اسلام، دریافت حمایت مادی و معنوی بیشتر، بویژه ازطرف والدین است[3]. این نیازهای متنوع مادی یا معنوی، انسان را در طول زندگی به کنش وامی‌دارند[4] و مبنای اعمال و افکار انسان می‌شوند (مکارم‌شیرازی، 1371، ج26، ص300) احساس بی‌نیازی از نگاه قرآن منشأ نافرمانی است[5].

در منابع دینی، قرآن، کتابی منسجم، بدون تحریف و تردید و جامع در نیازمندی‌های فردی و اجتماعی انسان است[6] (جوادی‌آملی، 1385، ص97؛ آریان، 1378) علاوه‌براین قرآن خود را کتاب‌ درمان بیماری‌های روحی معرفی می‌کند[7]، درنتیجه انتظار می‌رود درباره‌ی نیازهای بنیادین انسان، الگوی روابط و کارکرد آنها مطالبی ارائه کرده باشد. پژوهش‌های داخلی به یک یا چند جنبه از نیازهای انسان در قرآن، اشاره کرده‌اند مانند؛ نیاز به محبت و قدرت (مصباح‌یزدی، 1392، ص180؛ کجباف، 1394) احترام (طباطبائی، 1372، ج13، ص165؛ اژه‌ای، 1381)، امنیت جانی یا مالی (جوادی‌آملی، 1385، ج18، ص518؛ سلطانی، 1391) نیاز معنوی (کاویانی و کریمی، 1390؛ شجاعی و همکاران، 1388؛ حاتمی و شمالی، 1388و غیره) بااین‌حال نگاهی جامع و روانشناختی به این نیازها، الگوی تعاملی آنها و فرایند تأمین آنها از نگاه آیات و روایات پوشیده مانده است.

تمام فعالیت‌های انسان به منظور رفع نیازهای زیستی، اجتماعی و روانشناختی صورت می‌گیرد. تأمین این نیازها رضایت از زندگی و رشد را به دنبال دارد. در طول تاریخ علم روانشناسی، نیازهای انسانی همیشه ارزش فعلی خود را حفظ کرده‌اند و مبنای نظریات علمی و کاربردهای متعدد قرار گرفته‌اند (ساپماز و همکاران، 2012). نياز «Need» در روان‌شناسي هرچیزی است که نوعی كمبود و نقص بوده و برای بقا یا بهزيستي ارگانيزم ضروری به‌حساب ‌آید همچنین برای رفع آن در فرد ایجاد انگیزه می‌کند، مانند كمبود غذا، آب، اكسيژن و نیازهای غیرجسمانی مانند محبت و احترام (ماتسوموتو، 2009، ص328). نیاز مترادف با غریزه «Instinct» نیست؛ غرایز نيروهاي ژنتیکی-زيستي هستند كه الگوهای پیچیده‌ و مشخصی از رفتار را به منظور زنده ماندن در جاندار تعبیه می‌کنند تا در شرايط مناسب، به شيوه‌اي خاص عمل كند. نظریات مبتنی بر غریزه، رفتار جاندار را تحت سيطره آورده‌های ژنتیکی تبيين مي‌كنند (حاتمی و شمالی، 1388) نیازها بر خلاف غرایز صرفاً جنبه‌ی زیستی ندارند و برخلاف حیوانات، انسان‌ها می‌توانند به شکل‌های متنوع و انعطاف‌پذیر آنها را ارضا کنند بعلاوه اینکه غرایز متعدد هستند و تمایز آنها در عمل امکان ندارد (شجاعی، 1391، ص45). اصطلاح دیگر در این حوزه سائق «Drive» است و منظور از آن هر نوع کشاننده‌ای است که به منظور ایجاد تعادل حیاتی در بدن انسان ایجاد می‌شوند و از آنجا که نیازهای بدن تجدید می‌شوند سائق‌ها نیز اضطراب و انرژی رفع این تعارضات را فعال نگه می‌دارند (ریو، 2009، ص29). دانشمندان بعدها دريافتند كه نيازهاي بدني نمي‌توانند انگيزة همه رفتارهاي انسان باشند؛ زيرا گاهي نياز بدني در انسان وجود دارد، ولي شخص دست به رفتار نمي‌زند. براي مثال، شخص مدتي است غذا نخورده است، پس نياز بدني در او وجود دارد، ولي او همچنان اشتها ندارد و دست به غذا نمي‌زند. از اين‌روي، نيازهاي بدني نمي‌توانند مبين همة رفتارها باشند (همان، ص33).

نیازهای بنیادین «Basic Needs» به دلایل مختلف، از جمله ثبات و استحکام آنها در طول زمان، تأثیرات عمیق و اساسی آنها بر رفتار و شخصیت، نقش تعیین کننده‌ی آنها در مراحل رشد و روی هم‌رفته پیامدهای مثبت و منفی آنها در زمینه‌های درون شخصی و بین‌شخصی، جایگاه و اهمیت ویژه‌ای دارند و مرکز توجه پژوهشگران و محور اصلی مباحث نظریه‌های نیاز محور روانشناختی قرار داشته‌اند (بشارت و رنجبر، 1392). معیار اصلی یک نیاز بنیادین، در نظریه خودتعیینی دسی و رایان[8] (2000؛ 2017، ص81)، تأثیر مستقیم آن بر بهزیستی روانشناختی[9] و رشد روانشناختی[10] است. به همین دلیل تمایل به پیشرفت[11] و داشتن حرمت خود[12] نیاز بنیادین محسوب نمی‌شوند (بارد، دسی و رایان، 2004). در نظریه موری[13] نیازهای نخستین[14] یا نیازهای احشایی‌زاد[15] از حالت‌های درونی بدنی ناشی می‌شوند و نیازهای ضروری برای بقا (مانند غذا، آب، هوا و آسیب‌گریزی) به علاوه نیازهایی نظیر میل جنسی و شناخت حسی را شامل می‌شوند و نیازهای ثانوی یا روانشناختی به طور غیرمستقیم از نیازهای نخستین ناشی می‌شوند (شولتز و شولتز، 1392، ص650). با وجود تحقیقات کمی بسیار زیاد، برشمردن نیازهای بنیادین و کنار گذاشتن برخی دیگر هنوز، در حد فرضیه باقی مانده (به استثنای نیازهای فیزیولوژیکی) و همچنانکه مزلو (1970، ص35) و یانگ (2012، ص32) اشاره کرده‌اند، معیارهای دقیقی که بنیادین بودن برخی را نسبت به دیگری نشان دهد به دست نیامده است.

از آنجا که پژوهش در مسائل روانشناسی به بررسی توأم و هم‌زمان عوامل و شرایط متعددی وابسته است، به الگویی نیاز است تا نسبت به عوامل اساسی و چگونگی تعامل آنها با یکدیگر درک روشن‌تری ایجاد کند. ارائه‌ی الگو از نیازهای بنیادین موجب می‌شود تا توان شفاف‌سازی، سازمان‌دهی، ارزش‌یابی و سنجش آنها بیش از پیش فراهم شود (اردوشاهی و همکاران، 1384، ص143). دوچ (1959) الگو الگوها را به ساختاری از نمادها و قواعد تعریف می‌کند که مجموعه‌ای از عناصر مرتبط را در ساختار یا فرایند موجود کنار هم قرار ‌می‌دهند (دهقانی و همکاران، 1390). همچنین به مجموعه‌ای از اطلاعات، داده‌ها یا اصولی که به شکل کلامی، تصویری و گاهی به صورت ریاضی دسته‌بندی شده‌اند تا عقیده، وضعیت یا پدیده‌ی معینی را توصیف کنند الگو گفته شده است. به عبارت دیگر الگو ماهیت و عصاره دانش، نتیجهه تلاش علمی متخصص از یک واقعیت است که به صورت واضح و مختصر بیان شده است (بولا، 1375، ص27). شومیگر و همکاران (1387، ص132) در جمع‌بندی تعریف‌هایی که برای الگو شده به دو مورد زیر اشاره می‌کنند: 1) فرایندی که بازنمایی ساده و خلاصه شده نه آیینه‌وار از واقعیت ارائه می‌کند. 2) همچنین کمک می‌کند تا بخش‌های مهم و ارتباط میان آنها را برجسته کرده تا مورد توجه قرار گیرد و از موارد کم‌اهمیت تمرکززدایی شود. هرچند الگو می‌تواند در بازنمایی و پیشبرد نظریه مورد استفاده قرار گیرد اما هدف از طراحی آن، توصیف و تجسم است. هدف نظریه، تبیین یا پیش‌بینی است و نظریه‌پردازان از الگو استفاده می‌کنند تا فرآیندهای فیزیکی، منطقی یا مفهومی را که به روش‌های دیگر قابل مشاهده و ارائه نیستند، توصیف و شبیهسازی کنند (شومیگر و همکاران، 1387، ص133).

نیازهای انسان، موضوع نظریه‌های مختلف در روانشناسی بوده است. بعضی محققان نیازهای انسان را ذاتی[16] می‌دانند (برای مثال دسی و رایان، 2000؛ هال، 1943) در حالی که به اعتقاد برخی دیگر، نیازها اکتسابی هستند و در طول زمان آموخته می‌شوند (برای مثال مک‌کللند، 1995، موری، 1938). مشابه این اختلاف‌نظر در مورد ماهیت این نیازها نیز وجود دارد؛ در حالی که بعضی از محققان نیازها را ماهیتاً روانشناختی می‌دانند (مثل نیاز به برتری[17] در نظریه‌ی موری، 1938)، بعضی دیگر معتقدند که نیازها ماهیتی فیزیولوژیک دارند (مانند نیاز به غذا در نظریه‌ی هال، 1934). بعضی از نظریه‌پردازان نیز معتقدند که نیازها ماهیتی ترکیبی، یعنی فیزیولوژیک و روانشناختی، دارند (برای مثال مزلو، 1970). گرچه این اختلاف‌نظرها تا حدودی به دلیل توصیف‌ها و تعریف‌های متفاوت از نیاز و مؤلفه‌های تشکیل‌دهندۀ آن است، اما ریشه‌های عمیق‌تر آن‌ها را باید در مبانی نظری و فلسفی انسان شناختی و روانشناختی صاحب‌نظران جستجو کرد. به همین دلیل، بعضی از نظریه‌پردازان معتقدند که نیازها ماهیتی ترکیبی، یعنی فیزیولوژیک و روانشناختی دارند.

انسان‌ها نیازهای فیزیکی، اجتماعی و روانشناختی دارند که رضایت آنان از زندگی را فراهم می‌آورد. تحقیق روانشناختی در مورد نیازهای انسان ابتدا توسط مک دوگال در سال ۱۹۰۸ آغاز شد سپس توسط فروید، موری، هال مزلو و دیگران ادامه یافت. هریک از نظریه‌پردازان الگوهای متعددی از نیازهای بینادین انسان مطرح کرده‌اند که نشان دهنده‌ی اختلاف‌نظر هر یک از این نظریه‌های شناخته‌شده در تعیین و تعداد نیازهای بنیادین انسان است. جدول زیر خلاصه‌ای از نیازهای بنیادین از نگاه نظریات مطرح در این زمینه است.

نظریه روان‌تحلیلی فروید (1970)

اتکینسون و مک‌کللند (1975)

هرم نیازهای مزلو (1987)

نظریه انتخاب گلاسر (2004)

نظریه طرحواره‌ای یانگ (2012)

نیازهای غریزی مراحل دهانی، مقعدی، آلتی، ادیپ، نهفتگی و بلوغ

نیاز به کسب موفقیت (خطرپذیری، نتیجه‌گرایی و مبارزه) نیاز به قدرت و نیاز به وابستگی

نیازهای فيزيولوژيك، ايمني، عشق و محبت،  عزت‌نفس و خودشكوفايي

نیاز به بقا، عشق  احساس و تعلق، قدرت (موفقیت، ارزشمندی شخصی، شهرت)، آزادی و خودمختاری و نیاز به تفریح

دلبستگی، خودگردانی، آزدای، خودانگیختگی، محدودیت‌های واقع‌بینانه

جدول نیازهای بنیادین در نظریه‌های مطرح روانشناسی

مبتنی بر الگوی معرفی شده در هر نظریه، رشد، شخصیت، تشخیص و درمان ارائه و تبیین می‌شود. نظریه‌های مبتنی بر نیاز یا غریزه اعتقاد دارند طیف وسیعی از کنش‌های فردی و اجتماعی از لغزش‌های زبانی و رؤیاها تا رفتارهای پیچیده‌ی فردی و اجتماعی و حتی بین‌نسلی را می‌توان با کسب بینش نسبت به منشاء ضربه، تحلیل و درمان کرد (پروچاسکا و نورکراس، ترجمه سیدمحمدی، 1391، ص15). باتوجه به اینکه آدمی در بدو تولد، ناتوان‌ترين و نيازمندترين حيوانات است؛ چه ازلحاظ زيست‌شناسي و چه از لحاظ تكامل‌شناسي فاقد انطباق غريزي با طبيعت بوده و نياز به حمايت و مراقبت بيشتري در مقايسه با ساير حيوانات دارد (كاپلان، ۱۳۸۱، ص۳۱۸). چنانچه در دوران کودکی کنش والدين و شرايط اجتماعي در حد بهينه و مطلوب باشد و کودک بتواند نيازهاي اساسي خود را به‌طور سازگارانه‌اي ارضاء کند، در ساختار شخصيت، الگويي سالم ساخته مي‌شود. اما گاهي اوقات تعامل بين خلق‌وخوی فطري کودک و محيط اوليه، منجر به ناکارآمدي ارضای نیازها مي‌شود، در این صورت کودک مستعد ايجاد طرح‌واره‌های ناسازگار اوليه در يک يا چند حوزه تحولي مي‌گردد. ضربه به این نیازها موجب تثبیت‌شدگی[18] فرد در آن نیاز می‌شود (يانگ و ديگران، ترجمه حميدپور و اندوز، 1391، ص33).

نظریات روانشناسی همچنین درباره‌ی سازوکارهای تداوم ضربه به نیازهای بنیادین با یکدیگر اختلاف‌نظر دارند نظریه‌ی طرحواره‌ای یانگ مکانیزم حفظ ضربه را در تحریف شناختی، سبک‌های مقابله‌ای ناکارآمد و الگوهای زندگی خودآسیب‌رسان می‌داند (همان، ص58). گلاسر نیز به دنیای پدیداری توجه می‌کند که محیط کودک بدون توجه به نیازهای اصیل کودک، آن فضای نامأنوس را بر وی تحمیل کرده و او را آلوده به سبک‌زندگی بیمارگون کرده است (گلاسر، ترجمه‌ی فیروزبخت، 1382، ص67) روان‌تحلیل‌گران تداوم ضربه را به این شکل می‌بینند که کودک برای حفاظت از نیازهای بنیادین خود به صورت ناهشیار از دفاع‌های کودکانه کمک می‌گیرد و تا دریافت مطمئن و باثبات آن نیاز، به همان شیوه‌ی بیمارگونِ تأمین نیاز، ادامه ‌می‌دهد (پروچاسکا و نورکراس، ترجمه سیدمحمدی، 1391، ص37). علاوه‌براین درباره فرایند تحول و تأمین این نیاز رویکرد واحدی وجود ندارد. در روان‌تحلیلی با کسب بینش نسبت به نیاز ضربه خورده و دفاع‌های خود سعی در رسیدن به دفاع‌های  پخته‌تر هستند (همان، ص45). گلاسر پس از شناخت دنیای پدیداری و نیازهای ضربه خورده، خواهان انتخاب سبک‌زندگی جدیدی است که نیازها را با توجه به واقعیت‌های حال حاضر، به بهترین شکل تأمین کند (گلاسر، ترجمه‌ی فیروزبخت، 1382، ص153) و درمان طرحواره‌ای یانگ به کمک شناخت هیجانات و افکار ناسالم به دنبال جایگزینی آنها با افکار و رفتار بهنجار هستند (یانگ، ترجمه‌ی حمیدپور و اندوز، 1385، ص73). فرایند تأمین و درمان این نیازها در این نظریات با رجوع فرد به ارزش‌های درونی خویش یا هماهنگی و بازگشت به جامعه‌ی خود حاصل می‌شود. این شکل از تأمین نیازها مبتنی بر فرهنگ غربی و بنیادهای فکری غیردینی یا غیراسلامی است و طبق باورهای اسلامی تبیین جامعی از انسان نیازمند به تعالی الهی به حساب نمی‌آید.

باوجود نظریات متعدد غربی و مبنای عمل بودن آنها در ادبیات علمی و اجرایی کشور و با وجود آموز‌های متعدد قرآنی پیرامون نیازهای بنیادین انسان پژوهشی که از دیدگاه روانشناختی به نیازهای انسان در قرآن پرداخته باشد موجود نیست. این تحقیق درصدد است تا الگوی کاملی از نیازهای بنیادین انسان در قرآن‌کریم را مورد جست‌وجو دهد، از اين‌رو مهم‌ترين هدف در اين پژوهش استنطاق از قرآن‌کریم پیرامون نیازهای بنیادین انسان و ارائه الگوی منسجمی از روابط و ویژگی‌های این نیازها است.



[1] - «يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ» (فاطر:15).

[2] - «اللَّهُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ هُوَ الْعَليمُ الْقَديرُ (روم:54) يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعيفاً» (نساء:28).

[3] - «وَ الْوَالدَاتُ يُرْضعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَينْ كاَملَينْ‏ لمَنْ أَرَادَ أَن يُتمَّ الرَّضَاعَةَ وَ عَلىَ المَوْلُود لَهُ رزْقُهُنَّ وَ كسْوَتهُنَّ بالمَعْرُوف لَا تُكلَّفُ نَفْسٌ إلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالدَةُ بوَلَدهَا وَ لَا مَوْلُودٌ لَّهُ بوَلَده وَ عَلىَ الْوَارث مثْلُ ذَالكَ» (بقره:233) «وَ أَمَّا حَقُّ الصَّغِيرِ فَرَحْمَتُهُ وَ تَثْقِيفُهُ وَ تَعْلِيمُهُ وَ الْعَفْوُ عَنْهُ وَ السَّتْرُ عَلَيْهِ وَ الرِّفْقُ بِهِ وَ الْمَعُونَةُ لَهُ وَ السَّتْرُ عَلَى جَرَائِرِ حَدَاثَتِهِ فَإِنَّهُ سَبَبٌ لِلتَّوْبَةِ وَ الْمُدَارَاةُ لَهُ وَ تَرْكُ مُمَاحَكَتِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى لِرُشْدِهِ و ...» (ابن‌شعبه حرانی، 1404ق، ص270).

[4] - يَأَيُّهَا الْانسَنُ إِنَّكَ كاَدِحٌ إِلىَ‏ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ(انشقاق:6) (ر.ک: تفسیر نمونه، مکارم‌شیرازی، 1371، ج26، ص300).

[5] - «كَلاّ إِنَّ اْلإِنْسانَ لَیَطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی» (علق:6 -7).

[6] - «وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ» (نحل:89) همچنین «مَا فَرَّطْنَا فىِ الْكِتَابِ مِن شَى‏ءٍ» (انعام:38)، «وَ كلُّ شىْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا» (اسراء:12).

[7] - «یَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَ شِفَاءٌ لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ للمومنین» (یونس:57) همچنین «و نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ و رَحمَهٌ للمُؤمِنینَ» (اسراء:82)،  «يَا اَيُّهَا الَّذِينَ اَمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ اِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ» (فصلت:44)

[8] - Ryan, R.M. & Deci, E.L.

[9] -  Psychological well-being

[10] - psychological growth

[11] - Achievement

[12] - Self-esteem

[13] - Murray.H.A.

[14] - Primary Needs

[15] - Viscerogenic Needs

[16] - Innate

[17] - Dominance

[18] - Fixation

قرآن‌کریم به عنوان منبع وحیانی معنویت قدسی ضمن تبیین استعدادهای انسان، با ارائه برنامه‌های گسترده فردی، اجتماعی و اقتصادی هماهنگ تلاش می‌کند تا انسان را در «فرایند شدن» قرار دهد. به عبارت دیگر از نگاه قرآن، این برنامه‌ها باعث فعلیت‌بخشی استعدادهای انسان می‌گردد و ضمن یادآوری نیازهای واقعی او، راهکارهای درست پاسخ به آن نیازها را نیز دربردارد (رستگار و نوبری، 1394).

وجود نياز چنان در زندگي انسان مهم و حياتي است كه فقدان آن باعث ركود و مرگ تدريجي او خواهد شد. خداوند انسان را نيازمند آفريده تا هميشه به تلاش و تكاپو در پي جبران كاستي‌ها و ارضاي نيازهاي خود بوده و مسير تكامل را بپيمايد. از اين منظر، نيازها يگانه عامل انگيزش رفتار محسوب مي‌شود (شجاعی و همکاران، 1386). کنش‌های آزاد انسانی؛ فردی یا اجتماعی، ساده یا پیچیده، مخصوص به جامعه‌ی حاضر یا بین‌نسلی، از نیازهای درونی انسان سرچشمه می‌گیرند. توصیف، پیش‌بینی و درمان این کنش‌ها (افکار، رفتار و هیجانات) به تبیین علمی و دقیق نیازهای بنیادی انسان وابسته است. نظریات روانشناختی امروزی، با تفاوت دیدگاه‌های نظری که از آن حمایت می‌کنند، هریک بر برخی از نیازهای بنیادی انسانی تأکید می‌کنند. بااین وجود نقدهای متعددی بر یکدیگر وارد می‌دانند و از طرف دیگر آمارهای روبه رشدِ تعارضات فردی و بین‌فردی، نشان از نیاز دانش روانشناسی به نظریه‌پردازی‌های جدید و موثر است. علاوه‌براین نظریات مطرح در روانشناسی با مبانی سکولار یا غیراسلامی به انسان پیچیده و نیازمند به تعالی توحیدی نگاه می‌کنند به همین جهت تبیین‌های روانشناختی از چنین انسانی، ناقص خواهد بود. ارائه نیازهای بنیادین و سیر تحول تأمین آنها سرآغازی بر ارائه الگوی بهداشتی و درمانی مبتنی بر منابع اسلامی خواهد بود و همچنین موجب ارائه چارچوب پژوهشی منسجم و جهت‌دهی به تحقیقات در زمینه روانشناسی اسلامی خواهد بود.

انسان‌شناسی مبتنی بر نیاز تمام کنش‌های انسانی را مبتنی بر ارضای یکی از نیازها میداند، خواه آن نیاز برآمده از کمبودی حقیقی باشد یا اینکه در سیستم روانی به شکلی کاذب منشأ فعالیت‌های فرد شود. باوجود نظریات متعدد غربی و برخی تحقیقات داخلی، این موضوع مهم به جهت روش تحقیق، یا جامعیت پژوهش ویا نوع نگاه به نیازهای انسان دارای کاستی‌هایی هستند. این محدودیت‌ها ضرورت نگاهی جدید و کاوش‌گرانه را مورد تأکید قرار ‌می‌دهند.

-        ارائه دیدگاه‌های نظری طرح‌شده پیرامون نیازهای انسان

-        توصیف و تبیین نیازهای انسان در قرآن و جست‌وجوی ویژگی‌های مطرح شده برای این نیازها در قرآن‌کریم

-        ترسیم و توصیف ارتباط بین نیازها و نحوه تأمین آنها از نگاه قرآن‌کریم

حامیان پیشنهادیه:

بدون حامی