مکانیزم تمایز هنری ـ اجتماعی نزد موسیقیدانان موسیقی کلاسیک ایران

Artistic - Social Distinction in Persian Classical Music Musicians

  • جزئیات
  • خلاصه پژوهش
  • تعریف مسئله
  • اهمیت و ضرورت
  • اهداف
  • توضیحات تکمیلی
  • حمایت‌های موردنیاز
  • فایل‌های پیوست
  • پیام‌ها
  • حامیان پیشنهادیه
:   بنیادی
:  
کارشناسی ارشد
پژوهش هنر
هنر - پژوهش هنر
:   10 ماه
:   1396/09/30

این پژوهش به بررسی نحوۀ هویت یابی موسیقیدان موسیقی کلاسیک ایران در شرایط کنونی می پردازد. از آنجا که وضعیت کنونی نمی تواند بدون پشتوانه های تاریخی باشد. پژوهش با بررسی جامعه شناسانۀ تاریخ این وضعیت در نحوۀ تمایز هنری ـ اجتماعی موسیقیدان کنکاش می کند.

علیرغم وضعیت عمومی هنر موسیقی در ایران، که میتوان آن را با توصیفاتی از قبیلِ نامطمئن، شکننده، اماواگردار، محتاط و ترسیده بهنحوی خلاصه بیانش کرد و  نیز علیرغم حمایت مراجع ذیصلاح دولتی از موسیقیدانانی که از منطقِ بازار تبعیت میکنند و لاجرم انتظار نمیرود به کمک دولت نیازی داشته باشند، موسیقیدانانی هستند که هرچند به آن موقعیت کسبِ ثروتِ پیروانِ منطقِ بازار دست نمی‏یابند، مدام می‏خواهند یا ادعا میکنند که میخواهند بر سکوی بالاتری از نظر شأنِ هنری بایستند. وضعیتِ این نوع موسیقیدان ایرانی، که مایل است موسیقی خود را ـ به زعم خودش ـ در بالاترین حد شأن هنری و دورترین نقطه از موسیقی مردم‏پسند ارائه دهد، وضعیت بغرنج و خاصی است. از یک سو دولت، که جانشین حامی تاریخی او (دربار) شده است، حمایتش نمی‏کند، و از سوی دیگر خودِ او ـ به سبب نکوهشِ تاریخی موسیقیدان در جامعه‏ی ایران، به طرزی ناخودآگاه ـ مجبور است با نخبه‏گراتر کردنِ گرایشات موسیقایی خود، در نزدیک شدن به رأس هِرمِ هنری ـ و لاجرم محدودتر کردن دایره‏ی مخاطبانش ـ بکوشد. به بیان ساده‏تر، از یک سو زمینه‏ی حیات اجتماعی خود را به دست خویش محدود می‏کند و از سوی دیگر هر روز کمتر از قبل مورد حمایت دولت قرار می‏گیرد. این عرصه‏ی تنگ، با نبود مکان‏های عرضه‏ی موسیقی پاپ و مردم‏پسند به صورت زنده، توسط گروه‏های دیگری از موسیقیدانان که بدون واهمه از انواع جنبه‏های موسیقی مردم‏پسند استفاده می‏کنند نیز تا حد زیادی اشغال می‏شود. در واقع، فضای بیناذهنیتیِ مناسب موسیقی مردم‏پسند با هرچه خاص‏گراتر شدنِ خودخواسته‏ی این موسیقیدان مدام وسیع‏تر می‏شود، بدون آنکه پاسخ درخوری از سوی موسیقیدان به آن داده شود. موسیقیدانِ مفروض ما با خاص‏گراتر کردنِ خود ـ بی‏آنکه بخواهد ـ فرصت را برای رشد و اشاعه‏ی موسیقی مردم‏پسند بیشتر فراهم می‏کند. اغلب افرادِ این گروه، می‏کوشند تا بحرانِ مخاطب را با سمپات کردنِ شاگردان‏شان و توضیح و تشریح وضعیت موسیقایی به نحوی که نتیجه‏ای جز معیارهای خودِ آنها نتوان گرفت جبران کنند. موضوع تحقیق من شناسایی مکانیسمی است که چنین موسیقیدانی برای نیل به قله‏ی هِرم هنری به‏کار می‏گیرد و با آن خود را از سطوحی که پایین‏تر می‏داند متمایز می‏کند. 

موسیقیدانان موسیقی کلاسیک ایران ـ مانند هر هنرمند دیگری ـ نوعی مکانیزم تمایزیابی را به کار می‏ گیرند تا از قِبل آن، در عین متفاوت شدن از گروه‏ های هنری ـ اجتماعی موجود، به دیگر گروه‏ های دلخواه و مطلوب شبیه شوند. شناخت این مکانیزم در واقع شناخت نحوه‏ ی ورود و همانندسازی موسیقیدان است با شأن اجتماعی مخاطبش. مخاطب، یا به بیان دیگر کارفرما، صاحب شأن اجتماعی‏ ای است که موسیقیدان می‏ کوشد از طریق راه‏ حل‏ های هنری به آن دست یابد. پس شناخت این مکانیزم در نهایت می ‏تواند به شناخت گروه‏ های مخاطب موسیقی کلاسیک ایرانی بیانجامد و نشان دهد که آثار موسیقی ایرانی در چشم‏ انداز کنونی حیات خود را در کدام سویه‏ های اجتماعی جستجو می‏ کنند.

شناخت بافتار ذهنی موسیقیدانان امروز موسیقی کلاسیک ایرانی و نحوۀ تعامل شان با مخاطبان و گروه های اجتماعی موجود در فضاهای جامعه شناختی معاصر.

حامیان پیشنهادیه:

بدون حامی